السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

419

تفسير الميزان ( فارسي )

ديگر ذكر شده وجوهى ذكر كرده‌اند ، كه اينك بعضى از آنها از نظر خواننده مىگذرد : از آن جمله يكى اين است كه : اين ترتيب به جهت بيان الاحق فالاحق است ، به اين معنا كه از همه آنها مستحقتر و سزاوارتر نخست فقراء و پس از آن مساكين و بعد از آن كارمندان بيت المال و همچنين تا به آخر ، و چون چهارتاى دومى از نظر ترتيب احقيت مرتبه اش بعد از چهار تاى اولى است آن را بعد ذكر كرد . پس ، معلوم مىشود كه هر يك از هشت مورد جايش همانجايى است كه برايش تعيين شده و داراى رتبه اى است كه داده شده ، و اگر غير اين بود ، يعنى ترتيبى در كار نبود ، جا داشت از اين موارد هشتگانه آن شش صنف پولبگير را يعنى فقراء و مساكين و مؤلفة قلوبهم و غارمين و ابن السبيل و كارمندان زكات را اول شمرده سپس آن دو مورد را كه پول بگير نيستند يعنى فى الرقاب و فى سبيل اللَّه را با كلمه « فى » بياورد ، و چون چنين نكرده مىفهميم ترتيب در كار است « 1 » . البته در اينكه ترتيب در ذكر و يكى را جلوتر از ديگرى آوردن دلالت مىكند بر اينكه آنكه مقدم آمده ملاكش مهمتر و مصلحتش بيشتر است حرفى نيست ، اين معنا را ما نيز قبول داريم ، ليكن مقصود اين شخص از كلمه « الاحق فالاحق » را نفهميديم ، زيرا اگر مقصودش همين است كه گفتيم آنكه جلوتر ذكر شده ملاكش مهمتر و مصلحتش بيشتر است ، كه حرف تازه اى نيست ، و اگر مقصودش اين است كه در دادن و به مصرف رساندن و يا هر تعبير ديگر ، نخست بايد به فقراء و سپس به مساكين و بعدا به فلان و فلان رسانيد ، در جواب مىگوييم آيه شريفه هيچ دلالتى بر اين معنا نداشته و آن وجهى را هم كه در تاييد گفته خود آورده به هيچ وجه گفته اش را تاييد نمىكند . وجه ديگرى كه زمخشرى آن را در كشاف نقل كرده اين است كه : اگر در چهار مورد دوم ، از « لام » به « فى » عدول شده براى اعلام اين جهت است كه چهار مورد اخير در استحقاق اين صدقات مقدم بر آن چهار مورد اولند و اين معنا را كلمه « فى » افاده مىكند ، چون اين كلمه ظرفيت را مىرساند ، و در آيه مورد بحث مىفهماند كه چهار مورد اخير سزاوارترند به اينكه صدقات در ميان آنان توزيع شود ، براى اينكه هر يك از اين موارد به چند جهت استحقاق را دارند ، مثلا « فى الرقاب » هم برده‌اند و هم اسير و هم وا مانده در پرداخت مال الكتابة . و « غارمين » هم بدهكارند و با زكات بدهيشان داده مىشود و هم از قيد بدهكارى آزاد مىگردند و هم نجات مىيابند ، و اگر در كار جهاد و يا سفر حج هم باشند باز استحقاقشان بيشتر است ،

--> ( 1 ) تفسير المنار ج 10 ص 507